اول ستاره ستاره ستاره ستاره ستاره ستاره ستاره ستاره فقط ستاره بازم ستاره همش ستاره اينم ستاره آخر ستاره.....و تا ابد ستاره
نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 15:57 توسط دختر تنها
|

اول ستاره ستاره ستاره ستاره ستاره ستاره ستاره ستاره فقط ستاره بازم ستاره همش ستاره اينم ستاره آخر ستاره.....و تا ابد ستاره
نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 15:57 توسط دختر تنها
|

يه دوست خوب بيشتر ندارم اونم کامپيوتره بخداا که از 100 تا دوست با وفا تره هروقت بهش سر ميزنم با آغوش باز قبولم ميکنه هميشه در خدمتمه،به خدا که از همه بريدم هيچکيو ندارم همين کامپيوتر واسم يه نعمت يه دوست خوبه.اونقدم بی انصاف نيستم نميگم دوستی ندارم کسيو ندارم،اما خداييش از همتون جدا هستم،حتی عشقمو حتی عزيز دلمو نميتونم ببينم يا خيلی کم.همين ميشه که يه کامپيوتر ميشه تمام زندگی آدم.خيلی سخته گذشتن زندگی اينجوری..بخدا که من نا شکر نيستم خدا جونمم خيلی دوست دارم شايد خيليا حسرته بودن جاي منو بخورن ولی بخدا که از درون من با خبر نيستن نميدونن من چی ميکشم،خيلی سخته آدم از خوانودشم دور باشه،يه ديوار بينه خودش و اونا که فرسنگ ها مارو از هم دور کرده ديگه واسه هيچکی اهميتی ندارم.واسه اونايی هم که ارزشی دارم دستم ازشون کوتاهه.زندگيم حبس ابدی خورده توی اين خونه و اطاق حتی هم سلولی هام همزبونم نيستن که از بودن باهاشون يه استفاده اي ببرم پس همون بهتر که هميشه در سکوت باشم.خدا ميدونه کی از اين نوع زندگی راحت ميشم.خدا جونم به منم نگاه کن بخدا قسم به وجود بزرگ خودت خيلی تنها شدم يه تکيه گاه ميخوام...بهتر ديگه ننويسم چون حرفای من تمومی نداره سره همه رو ميبرم.
مجتبی مرسی که هميشه هوام رو داری و هميشه بهم سر ميزنی هم اف هم نظر خيلی گلی و خوبی.ميدونی که به پيشنهاد تو آپ ميکنم،اين خودش کمک بزرگی هست بهم،ممنون.
ديگه اينکه عرفان رو خيلی دوست دارم.همتون رو دوس دارم.
به اميد ديدار
نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 16:32 توسط دختر تنها
|

امروز تولد من بوداااااااا،البته تولد قمری
.مهسا جون بهم گفت!دستش طلا امروز به افتخار همين يه حال هم کرديم!(دل خوش کنک)
خودم که تو بند اين چيزا نيستم(آره تو فقط بخور و بخواب)
امروز بابام هم از مشهد اومد(خوش اومد)کاش بشه با هم يک مسافرتی بريم،من که پوسيدم ![]()
راستی معدل ام....کم شدم.90/17 همش به خاطر وضع جسميم بود.اگه مريض نميشدم و يک ماهه آخر مدرسه ميرفتم عقب نميفتادم...بيخيال.قسمت بوده...
(حالا مثلاً انگار خيلی زرنگی)![]()
اين دفعه اصلاً حوصله رنگارنگ ندارم!!
قربون همگی.موفق باشين
نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 15:21 توسط دختر تنها
|

حوصله ندارماااا گريه کردم(نميگم چرا)![]()
اصلاً من چرا انقدر بدبختم؟هيچکی منو نميشمره![]()
هيچکسو ندارم هميشه تنهام همه دنيام شده يه کامپيوتر.همه دوستام مجازی.حتی با بهترين دوستمم فقط چت ميکنم.چقدر ما دخترا بدبختيم؟؟؟؟!!!!![]()
![]()
چرا فقط بايد سالم باشم و درس بخونم؟مگه من روح ندارم آخه ؟؟؟
(همينه که هست فرناز خانم ميخوای بخوا نميخايم بايد بخوای،اصلاً ميخوای چيکار کنی پس هان؟ميخوای بری بميری؟آخه گيرم مردی،کی اون دنيا ميخواد تحويلت بگيره؟فکر کردی اونجا از اينجا بهتره آيا؟بعد پشيمون شی کی ميخواد برت گردونه؟هاا؟)
حالا اصلاً ديگه حوصله نوشتن ندارم حالا اگه بدن عشقم کشيد ميام ادامه ش ميدم...![]()
نوشته شده در جمعه 24 خرداد1387ساعت 15:51 توسط دختر تنها
|

هووووراااا هووورااااااا امتحانا تموم شد تابستون شروع شد(خوب که چی؟ حالا مثلاً ميخوای چی کار کنی؟ بخوری بخوابی؟ خوب معلومه.تو کی واسه تابستونت برنامه داشتی که اين باره 2 باشه؟) اينو بيخيال.ولی عجب حالی کنيمااا.خدايی تابستون کيفش اينه که از دست برنامه ريزيها راحتيم هر کار عشقمون بکشه ميکنيم.از کسی هم غر نميشنويم!!(ولی خوب امروزم که روز آخر بود خيلی ناراحت بوديم همه.خوب خدايی به هم عادت کرده بوديم.سخت بود.بگذرم...)خدا جونم اين 2 سالم بگذره من راحت شم ديگه.باشه؟(بيچاره بعدش قراره بدبخت شی آخه تو آدمشی که بشينی واسه کنکور بخونی؟همين مدرسه رو بچسب که يه روز آرزوت ميشه)اه توام هی انرژی منفی بده ها حال آدمو بگير کار ديگه بلد نيستی ميای ميچسبی به من؟(
)
امروز تولد خواهرم بود.24 سالش شد.اما چه فايده...![]()
خواهرم از جنس ماست،ولی از ما نيست
خواهرم فرشته است،ولی پيدا نيست
راستی مجتبی،بگم که به خاطره تو آپ ميکنماااا (منت ميزارم!)![]()
مجتبی ببين رنگی کردم.چطوره؟ ![]()
![]()
![]()
نوشته شده در جمعه 24 خرداد1387ساعت 0:54 توسط دختر تنها
|

سلاااااااااااااام دوستای خوبم.من اووووووووووومدم.(کجا بودم؟؟!)ببخشيد واسه غيبت طولانيم.اصلاً حوصله آپ کردن نداشتم
(5 ماه..!!!!)
عيب نداره از اين به بد قول ميدم که ديگه زياد بدم چون ديگه کار خاصيم ندارم و سرم خلوتره(حالا انگار کسی اينجا منتظر من بود) ![]()
پ.ن۱:اين 5 ماه راستش رمز وبلاگمو يادم رفته بود و تازه 2 روز که به دستم رسيده!![]()
پ.ن۲:از عرفان عزيزم هم مذرت ميخوام که نتونستم روز تولدش علارغم ميلم آپ کنم چون به همون علتم برميگشت.![]()
نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 15:55 توسط دختر تنها
|

نوشته شده در سه شنبه 6 آذر1386ساعت 14:5 توسط دختر تنها
|

نوشته شده در دوشنبه 2 مهر1386ساعت 14:25 توسط دختر تنها
|

یادته قبلش بهت چی گفتم؟ندونسته خودمو انداختم تو چاه((چه شبی شود امشب..؟!!)) اخرشم که دیدی...شایدم اصلا نباید اون بحث رو شروع و باز میکردیم.ولی اون موقع تو اون شرایط من حق داشتم.نه؟![]()
راستی یک اتفاق خوب هم همین امروز بین من و سایه افتاد.خیلی اتفاقی و جالب بود نه؟اصلا باور نمیکردم.حداقل به خاطر شناختی که از رو خودش داشتم!؟و اتفاقات اخیر...نمیدونم...فقط میدونم هر کاری که میشه یک مصلحتی داره... ![]()
خلاصه بدون شب تولدت خیلی پر ماجرا بود.ولی بدون که هیچ چیزی شادی و خوشحالی ته دل منو به خاطر این شب عزیز نگئفت.به هیچ وجه.اینو مطمئن باش![]()
عاشقتم تا ابد بیشتر از اینکه فکرشو بکنی
عشق من
![]()
تولدت مبارک![]()
![]()
![]()
تک ستاره اسمون دل من
نوشته شده در یکشنبه 1 مهر1386ساعت 23:57 توسط دختر تنها
|

من و تو مثل 2 خط موازی هستيم که اگه به هم نرسيم هميشه در کنار هم هستيم
عشق را آبی زدم،دوست داشتن را قرمز،نامردی را سياه،دروغ را سفيد،ولی نميدانم چرا به تو که ميرسم نميدانم مهربانی را چه رنگ است!
سقوط زيباست،اگر مقصد قلبه تو باشه
يادت باشه دنيا گرده،هر وقت احساس کردی به آخره خط رسيدی شايد در نقطه شروع باشی
نوشته شده در شنبه 31 شهریور1386ساعت 1:58 توسط دختر تنها
|

خيلي سخته چيزي رو که تا ديشب بوده يادگاري
صبح بلند شي و ببيني که ديگه دوسش نداري
خيلي سخته که نباشه هيچ جايي براي آشتي
بي وفا شه اون کسي که جونتو واسش گذاشتي
خيلي سخته تو زمستون غم بشينه روي برفا
مي سوزونه گاهي قلبو زهر تلخ بعضي حرفا
خيلي سخته اون کسي که اومد و کردت ديونه
حوصلش وقتي تموم شد بگه پيشت نمي مونه
خيلي سخته اگه عمره جادوي شعرت تموم شه
نکنه چيزي که ريختي پاي عشق اون حروم شه
خيلي سخته اون که ميگفت واسه چشمات ميميره
بره و ديگه سراغي از نگاهات نگيره
خيلي سخته تا يه روزي حرفاي اون باورت شه
نکنه يه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
خيلي سخته که عزيزي يه شب عازم سفر شه
تازه فرداي همون روز دوست عاشقش خبر شه
خيلي سخته بي بهونه ميوه هاي کال رو چيدن
به خدا کم غصه اي نيست چند روزي تورو نديدن
خيلي سخته که دلي رو با نگات دزديده باشي
وسط راه اما از عشق يکمي ترسيده باشي
خيلي سخته که بدونه واسه چيزي نگراني
از خودت مي پرسي يعني ميشه اون بره زماني؟
خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي
اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي
خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه
بعد به اون بگي که چشمات نمي خواد اونو ببينه
خيلي سخته که ببينيش توي يک فصل طلايي
کاش مجازات بدي داشت توي قانون بي وفايي
خيلي سخته که ببيني کسي عاشقيش دروغه
چقدر از گريه اون شب سر چشم تو شلوغه
خیلی سخته بخدا خیلی سخته![]()
نوشته شده در شنبه 10 شهریور1386ساعت 3:37 توسط دختر تنها
|

داغونم داغونم داغونم داغووووووووووووووووون...........ميدونين که تو اين مدت چه ها کشيدم...بازم به بن بست خوردم!!!!!!نميدونم چيکار بايد بکنم،مشکلايه زيادی واسم پيش اومد تو اين مدت،که شايد لازم به ذکر نباشن،اونايی که نميدونن فقط تورو خدا واسم دعا کنن و اونايی هم که ميدونن کمکشونو از من دريغ نکنن...شديداً به درد دل و دلداری احتياج دارم،ديگه غرورمو گذاشتم کنار! منتظر کمکاتون هستم،پس تنهام نزارين که ديگه اونوقت ميشم
![]()
تنها ترين تنها...![]()
![]()
نوشته شده در شنبه 3 شهریور1386ساعت 23:12 توسط دختر تنها
|

نوشته شده در چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت 19:17 توسط دختر تنها
|

عزيزم هديه من برات يه دنيا عشقه،زندگيم با بودنت درست مثله بهشته،تو خونه سبد سبد گلهای سرخ و ميخک،عزيزم دوستت دارم تولدت مبارک،![]()
![]()
![]()
تولدت مبارکککککککک عشق من![]()
![]()
![]()
![]()
عزيزم ايشالا 120 ساله ديگه هم عمر کنی،اميدوارم توی کتاب زندگيت تا صفحه آخر جايی داشته باشم.خيلی دوستت دارم![]()
![]()
...
نوشته شده در جمعه 26 مرداد1386ساعت 23:50 توسط دختر تنها
|

نوشته شده در پنجشنبه 18 مرداد1386ساعت 13:19 توسط دختر تنها
|
