تبليغاتX
ساحل ابری
این تو بودی؟؟؟؟؟؟تو بودی؟؟تو؟؟؟نه!!! نه باورم نمیشه!!!پیشی من این جوری نبود.من پیشی خودمو میخوام.خدایا بهم برش گردون.اخه چرا اینجوری؟نمیتونم این رفتارو تحمل کنم.دارم میمیرم.دارم میترکم.این همه التماس بی جواب؟من تا حالا این کارو کردم که تو تلافی می کنی؟اخه چرا یهویی اینجوری شدی؟؟تو که عاشقمی...تویی که گفتی کارت از دوس داشتن گذشته واسم جون میدی...تو که حاضر بودی هر کاری واسم بکنی.این بود؟؟تمام تار و پودم تورو فریاد میزنه.تورو میخواد.اما درک نمیکنی.دارم زجر میکشم.میدونم همینو میخوای.پس ببین.

چرا جواب زنگامو نمیدی؟چرا التماسامو بی جواب میزاری؟تا حالا کسی اینجوری ازت خواهش کرده بود؟اونم کی؟من!همون لبوی همیشگیت.اما تو...

میخوای ادمم کنی؟اخه چه قدر باید زجر بکشم؟بس نیس؟نه!

من همونی هستم که کل دنیا داد میزنه مغروری.که میگن غرورش نمیزاره هیشکی جز خودش رو ببینه.من خودم رو جلوت له کردم.حالا بازم میگی مغرورم؟من که میدونم تو همین رو میخوای.واسه همین میکنم تا ببینی به خاطرت هر کاری میکنم.کاش ببینی....

بی جوابم نزار.میدونم تو ام دوستم داری و داری جلوی خودت رو میگیری.میشناسمت.اما من مثل تو ارادم قوی نیست.تورو خدا جوابم رو بده وبیا منطقی مثل همیشه بحرفیم.اخه این دفعه که من اول شروع نکردم.راجع به گذشته ام که من تسلیم شدم و دیگه جای صحبتش نیست.پس چرا اینجوری میکنی؟این بار همه به من حق میدن.همه

تنهام نزار.خیلی میخوامت.منتظر مهربونیتم.هنوز پیداش نکردی؟نکنه از دست من قایمش کردی؟قول میدم مواظبش باشم.بهم برش گردون.

از دیشب که گفتم یه چیزی بگو امیدوار شم وقتی گفتی کلی انرژی گرفتم.وگرنه رسما میمردم.فشارم خیلی پایین بود.منتظرم همه چی درست شه.خدایا به امید تو.

۸۷/۸/۲۹

tempfa.com نوشته شده در پنجشنبه 14 آذر1387ساعت 16:25 توسط لبو خانومی | tempfa.com
من چی کار کردم؟یعنی چی کار کنم؟اخه به کدوم گناه انقدر اذیت میشم؟چند روزه که پیشی باهام خیلی سرده.دقیقا میشه گفت ۵ و نیم روز!نمیدونم چرا.اخه تا قبلش با هم خوب بودیم و اتفاق خاصی نیفتاده بود!اما هرچی به خودش میگم چی شده چرا اینجوری هستی کتمان میکنه و میگه من طوری نیستم!تا حالا چنین حالتی رو تجربه کردین دیگه نه؟چه قدر دیوونه کنندس!کلافهاگه علنا کار بدی می کردم و اینجوری میکرد انقدر عذاب دهنده نبود.اما الان حتی بهش که میگم عصبانی هم میشه میگه واسه حرفم ارزش قائل نیستی وقتی میگم چیزی نیست یعنی نیست!اما خودش رو نمیبینه که کلا واسه وجود من ارزش قائل نیس.

با خودم فکر کردم شاید دارم تاوان گذشته رو پس می دم...اما اون مشکل که حل شده.ما به هم قول دادیم .منم ابراز پشیمونی کردم و بهش حق هم دادم.هرچند منم بی حق نبودم.حتی تو این مدت پیشی جند بار زیر قولش زد...شاید این دفعه هم...نه!

همیشه وقتی با هم دعوا و بحث می کردیم(هیچوقت دوست نداشتم  این واژه ها تو رابطمون بگنجه) من بهش اس میزدم.اخه اصلا طاقت دوریش رو نداشتم.میشه گفت تقریبا هر دفعه من جلو رفتم(جز گذشته های دور)اما این بار حتی نمی تونم جلو برم.چون همیشه که جلو میرفتم با مهربونیش رو به رو می شدم.به امید گرمی عشقمون جلو می رفتم.منتی نیس واسم لذت بخش ورد.اما این بار حتی دیگه دلم به مهربونیش خوش نیست.چون در حال حاضر موجود نیست!(شاید مهربونیشو جایی جا گذاشته!امیدوارم هر چه زودتر پیداش کنه.چون مال هیچ کس دیگه ای نیست.فقط مال خودمه.نمیذارم مال کس دیگه شه). هروقت که جلو میرفتم می دونستم که منتظره.می دونستم اونم منو میخواد.اما الان دیگه منتظر نیست.خودش نمیخواد که بزنم.این به وضوح از حرفاش معلومه.دوست ندارم تو این شرایط خودم رو تحمیل کنم.و چه قدر سخته...

بهش گفتم تا زمانیکه می خوای این جوری باشی اس نزن.منم نمی زنم!و حالا همچنان منتظرم...شاید انتظار بیهوده...و باز هم ناراحت و دلخوره از اینکه: مگه من چه جوری ام! میدونستم از خداشه که اس نزنم و با کمال میل قبول میکنه.احساس میکنم هدفش همین بوده.ولی منم که طاقت دوریشو نداشتم به هر حال باید می پذیرفتم.هرچند ازش خیلی دلخور بودم.کاش این کاراش رو میدید.اخه ما که قول دادیم....نمی دونم.نمی دونم...

چه قدر سخته که یکی یهو بی دلیل عوض شه...

ولی من بازم پیشیم رو دوست دارم.خیلی عشقش دارم.کاش بفهمه..

۸۷/۸/۲۴

tempfa.com نوشته شده در سه شنبه 12 آذر1387ساعت 15:13 توسط لبو خانومی | tempfa.com
سلام.یه مدت نمی تونم اپ کنم.بعدا میام میگم چرا.حرف زیاد دارم...
tempfa.com نوشته شده در دوشنبه 4 آذر1387ساعت 10:1 توسط لبو خانومی | tempfa.com

مردان خوب، زشت هستند.

مردان خوش قیافه، خوب نیستند.

مردان خوب و خوش قیافه به جنس موافق تمایل دارند.

مردان خوب، خوش قیافه و علاقمند به جنس مخالف، متاهل هستند.

مردانی که آنچنان خوش قیافه نیستند، ولی خوبند، پولدار نیستند.

مـردانی که آنچنان خوش قیافه نیستند، ولی پولدار و خوبند، تصور می کنـنـد مـا بـه دنبال مال آنها هستیم.

مردان خوش قیافه و بی پول، بدنبال پول ما هستند.

مردان خـوش قـیافه، که آنچنان خوب نیستند و تا حدی به جنس مخالف علاقمندند، تصور نمیکنند که ما به اندازه کافی زیبا هستیم.

مردانی که تصور می کـنـنـد مـا زیـبـا هستـیم، به جنس مخالف علاقمندند، تا حدی خوش قیافه و پولدار هستند، آدمهایی ترسو و بزدل میباشند.

مردانی که تا حدی خوش قیافه هستند، تاحـدی خـوب هستند، مقداری پول دارند و سپاسگزار خدا هستند، به جنس مخالف علاقمندند، خجالتی هسـتند، و هرگز اولین قدم را برنمی دارند ( برای آشنایی پیش قدم نمی شوند).

مردانی که هرگز قدم اول را برنمیرارند، زمانی که ما پیشقدم می شـویم، اتوماتیک وار علاقه را در ما از بین میبرند!!

حالا دیگه انتخاب با خودتون...من نصیحتای مادر بزرگانه ام رو کردم...از ما گفتن.خود دانید!!

من خودم که این یکی مورد رو انتخاب کردم: مردی که نه خوب است.نه خوش قیافه است.نه پول دار است.نه به جنس مخالف و موافق تمایل دارد(زورکی نگهش داشتم) نه پیشقدم شد.و این که هم ترسو هست هم بزدل هم خجالتی و و .... قسمته دیگه!کاریش نمیشه کرد!من حیف شدم

tempfa.com نوشته شده در پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 12:58 توسط لبو خانومی | tempfa.com
از بیکاری اومدم اپ کم...اخه منتظرم.تا یه ساعت دیگه میرم حاضر شم که برم تئاتر.من و پاشا و نیما(نیما رو نمی شناسم!).واسه جلوگیری از خواب اومدم اینجا!!

نمی خوام مطلب پست قبل رو یادم بیارم.میره رو اعصابم...

خدایا چرا امسال تموم نمی شه؟؟؟؟(دیوونه سال بعد که بدبخت تری پیش دانشگاهی حتی همین یه پست هم نمی تونی بزنی) نیس خیلی قراره درس بخونم؟؟

چه قدر بده ادم از لبو بدش بیاد بعد خودش لبو باشه!!

من مغرورم؟؟؟؟ چرا هرکی از راه می رسه میگه تو مغروری؟؟؟ اخه مگه چمه؟؟حتی پاشا بهم میگه نو خیلی مغروری!!ایششششش.

گلم همش اذیتم میکنه. هر دفعه با خودم میگم دیگه جوابشو نمی دم! اما هی نمی تونم.ارادم خیلی ضعیفه..حیف شد .

چه قدر مطالب امروز به هم ربط داشت!

خب دیگه بسه برم حاضر شم(اخه یه ساعت طول می کشه)Hippie فردا درسم کمه شاید بازم بیام.فعلا.بووووووووس     French Kiss     این بوس دومیه فقط مال یه نفره...

                   ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اومدمممممم.جاتون خالی.بسی حال داد.اون اقا نیما هه نیومد.نفس راحت کشیدم.اوهاز غریبه ها خیجالت می کشم

این شکلکه چه باحاله Farting                      خنثی

چه جوری میشه ادم خجالت نکشه؟؟میشه بگین؟؟؟خیلی واسم حیاتیه!

بچه ها من نی نی میخوااااااااااااااااااام.خیلییییی دوس دارم. (این باباشم دوست دارم ) هرچی نی نی تو فامیل دارین خریدارم!!فقط پول کهنه و پوشکشم بدین که اینجانب روی گنج ننشسته!تا ۴ سالگی نگه می دارم از اون به بعد دیگه گنده می شه مال خودتون.مگه چیه؟۴ سال کلفتی نی نی هاتون رو می کنم اماده تحویل میدم. به خدا گناه دارم تو فامیل ما هیشکی نی نی نمیاره دیگه نسلمون داره منقرض میشه.رحم کنین

تولد امام خودم هم مبارک!! امام رضا امام خودمه

هیشکی که مثل من بچه مشهد نیس.دلتون بسوزه.ایمممممممم

 

tempfa.com نوشته شده در سه شنبه 21 آبان1387ساعت 15:16 توسط لبو خانومی | tempfa.com
ای خدااااااااااااا اخه....یعنی هیچی نگم؟اخه این انصافه؟مگه قرار نشد خوبش کنی؟؟؟؟؟خدایا اخه مگه من نگفتم هر چی میشه بشه فقط ختم به خیرش کن...اخه این چه ختمی بود؟؟به جون ستاره حاضر بودم عمل شه ولی خوب شه.اما نه اینجوری....دکتر فقط گفته مدارا کن!!!با یه عالمه پرهیز و اینا..دکتر گفت عمل نکنه فعلا حالا فقط مدارا کنه چون عملش خیلی سخته .ولی من می دونم حتما عمل خطرناکم هست .چون اگه فقط بحث سختی بود که مهم نبود به هر حال می گذشت...تازه می گه معلومم نیس بعدش خوب شه یا نه.خوب این یعنی چی؟؟؟اخه کدوم عمل کمر رو دیدین که خطرناک نباشه؟خیلی ها زبونم لال...اه...

اخه خدایااااا.......چی بگم؟؟؟.....چی؟؟.....

اشکام صورتم رو خیس کرده...دیدم هیچ پناهی جز اینجا ندارم...حتی به خودش یه کلمه ام نمی تونم بگم...اخه دل ندارم ذره ای گلم رو ناراحت کنم...تازه من باید به اون روحیه ام بدم.به روم نمیارم.ولی....خدایا چرا من هیچکی رو ندارم که الان....

خدایا خودت میدونی که این ۲ ماه خون دل خوردم همش منتظر چنین روزی بودم...امید داشتم.اخه این مدت اصلا طاقت دیدن دردش رو نداشتم...می دونم خیلی وقتا هم ازم پنهون می کرد...انگار با درد اون قلب من هم درد می گرفت.اما هر دفعه به خودم میگفتم غصه نخور..این ۲ ماه رو صبر کن...تموم میشه..همه چی درست می شه...

خدایا خودت میدونی ذره ای ناراحتی اون منو عذاب میده.حتی کوچکترین دردش واسه من کوه عظیمه...حالا چه طور ببینم همش درد می کشه؟

اگه بدتر شه.......وای نه.اصلا بعید نیس....خدایا...بدتر نشه...نشه....

خدایا همه درداشو ۲ برابر بیا بزار رو دوش من.۲ برابرش رو می کشم ذزه ای هم اعتراض نمی کنم فقط اون درد نکشه....

دلم خیلی پره...خیلی...خیلی...

 

tempfa.com نوشته شده در چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 22:8 توسط لبو خانومی | tempfa.com
دارم از استرس میمیرم...گلم رفته تهران دکتر....خدایا یعنی دکتر چی می گه؟یعنی این مهلته ۲ ماهه بی فایده بوده؟؟ خدا جونم به خودت قسمت می دم که دکتر نگه عمل...خدا جونم رومو زمین ننداز.من واسه سلامتیش کلی نذر و نیاز کردم....خدایا خودت می دونی که چه قذر نا امیدم و خیلی وقته که می دونم حتما دکتر عمل میگه...ولی جلوش به روم نمیارم که روحیه اش خراب نشه..اخه خداااااا پس کی به منه بدبخت بیچاره دلداری بده و ارومم کنه؟مگه من جز اون کی رو واسه این دل کوچیکم دارم؟؟؟خدا جونم رومو زمین ننداز.واسه یه بارم شده نا امیدیم رو به امید تبدیل کن.نذار فک کنم دلم سیاهه...

خدایااااا عزیزم رو خوبش کن.هیچی جز سلامتیش رو نمی خوام....منتظر جوابتم.منتظر خوبیاتم.رو سیاهم نکن...همین....

                            ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 خدا : چیه حالا که کارت گیر شد یادم افتادی؟حالا واست عزیز شدم؟خدا جون شدم؟مهم و پر رنگ شدم؟چطور قبلا منو نمیدیدی؟

 من:ا ا ا خدا جون اینجوری نگو دیگه چرا جلو جمع خرابم می کنی؟من که همیشه چاکرت بودم.همه جوره فداتم هستم.اصلا هر چی تو بگی.اصلا باشه عمل بشه...ولی فقط خوب بشه...ختم به خیرش کن.تو رو خودت.باشه؟

خدا: نگران نباش.من هر کاری که می کنم دلیلی دارم.حتما هم لزومی نداره که تو دلیلش رو بدونی!   ولی مطمئن باش هرگز به ضررت کاری نمی کنم.چون دوستت دارم!اونم دوست دارم.پس خیالت راهت...همواره به من تکیه کن...

من:چشم خدا جونم.پس منتظر حکمتت هستم.فقط به خودت قسم یه طوری ختمش کن که من طاقتش رو داشته باشم! به امید تو...

tempfa.com نوشته شده در دوشنبه 13 آبان1387ساعت 19:25 توسط لبو خانومی | tempfa.com
سالگرد ما شدنمون مبارک من و تو باشه..

                      ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با هم قهر بودیم.یعنی از هم دلخور بودیم...هر کدوم تو دلش یه سهمی رو به خودش می داد...اون سهم اونقدری بود که باعث شه طلبکار باشه یا به نوعی حق رو از ان خودش بدونه...

فکر می کردم حد اقل تو به خاطر امروز کوتاه بیای..اما...

می خواستم شب که ساعت از ۱۲ گذشت بهت تبریک بگم.که ببینی چه قدر واسم مهمه و منتظرش بودم.اما اون شب بعد از اون تلفن سخت اصلا حالم خوب نبود.و خیلی زود خوابیدم...با اینکه فردا تعطیل بود.و چنین چیزی از من بعید بود!!

تا صبح ۵ بار بیدار شدم.اولین کاری که می کردم با چشای بسته دستم می رفت سمت گوشی...هیپنوتیزماما...

صبح که پا شذم ساعت ۹:۴۵.با خودم گفتم بهتره که بهت اس بزنم.تا شاید بیشتر از این بهونه دستت ندم...نوشتم: سلام.فقط خواستم تبریک بگم.شایدم واسه تو تسلیت.همین.

حدس می زدم که خواب باشی..۳ ساعت صبر کردم اما جوابی ندادی.تنها بودم.هوا ابری...بارون شدید...همونی که من دوس دارم...بهت زنگ زدم دیدم رد کردیوپس بیدار بودی.گفتم نمی خوای تبریک بگی؟؟ گفتی که بازم تیکه انداختم(تسلیت) و از این حرفا...دیگه داشتم دیوونه می شدم.دنیا رو سرم می چرخید...مثل همیشه گریه...

گفتم...

گفتی...

گفتم...

و گفتی: ولم کن.پسر خوب زیاد گیرت میاد.برو خوش باش!!خنثیoh go on

می خواستم خفت کنم.یکی نیس بهت بگه تو که طاقت یک روز دوریم رو نداری چرا الکی حرف می زنی؟؟؟کلافه

خلاصه ه ه ه ه ه....... انقدر گفتم و گفتی تا همه چی کم کم حل شد.(اگه من نرم نمی شدم هنوزم با هم قهر می موندیم!!) توجه---> منت نییییییییییییییست.حقیقتهکلافه

خلاصش اینکه تا شب گفتیم و خندیدیم!!!! و خاطرات چنین روزی رو زنده  کردیم...(به خدا من و تو خلیم!) این یه جمله عشقولانه بود.یعنی اینکه خلتم...ابله

شد ۱ سال!!!! تو این ۱ سال حتی ۱ روز و ۱ روز ۱روززززززز هم از هم دور نبودیم!!! حتی تو اوج دعوا با هم بودیم! واسه کمتر کسایی پیش میاداااا!

دیشب واسه خودمون ترکوندیم مثلا

Balloons  

اینم تو بودی که می رقصیدی   (چاق شدیا!رعایت کن عزیزم)

ابنم من بودم که میرقصیدم  گاهی هم واست دست میزدم دلت خوش شه که اره توام خوب می رقصی  (سبز)

اینم من و تو در حال رقص.چه هماهنگ می رقصیما

و در اخر اینکه: دوووووووووووووووووووووووووست دارم مزاحم من!!!!!!!     دیگه مزاحم دختر مردم نشی هااااا.اصلا کار خوبی نیس.همه که مثل من بی عقل نیستن....!!

این گل هم تقذیم به گل خودم.این بار با یه مناسبت زیبا(هرچند که خودت بهترین گل دنیا رو داری)

                  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن: یه پست دیگه هم راجع به دیروز نوشتم ولی هنوز اپ نکردمش.تو یه فرصت دیگه قبل از این پست می ذارمش.هرچند اعصاب خورد کنیه.خنثی

 

 

tempfa.com نوشته شده در یکشنبه 5 آبان1387ساعت 19:8 توسط لبو خانومی | tempfa.com
اصلا حوصله ندارم. حدودا دو هفته است که خیلی با هم بد شدیم.همش دعوا..همش بحث....   سر چی؟نمی دونم. چیزای الکی که بیخودی بزرگ می شه.مثل یه گوله برف می مونه انقدر قل می خوره تا بهمن می شه. نه نگو که ار غرور منه.به خدا همیشه این منم که جلو میام....اه ه ه.دوس ندارم اینجام باز یاد همه چی بیفتم. ایشالا تا یکشنبه همه چی تموم میشه.امیدوارم...

شنبه سالگرد دوستیمونه...سالگرد ما شدن...می بینی روز سالگردمونم تعطیل کردن به افتخار ما.هرچند از نوع وفاتش...انگار روزگار هم غم و غصه امون رو می دونه...افسوس ما عاشق همیم.هیچوقت نزار همه چی خراب شه.تا من فرنازم فقط تو رو می خوهم.فقط تو...

                                         I Love You     عرفان    I Love You

این مدت که همش دعوا داشتیم خیلی تو درس افت کردم.دیگه دل و دماغشو ندارم...کاش بزاری بخونم....امسال رو باید خر بزنم چون سال دیگه حوصله این همه خوندن واسه کنکور رو ندارم... Reading a Book 

خیلی دوس دارم بیام بغلت.کاش بزاری.البته اگه دعواها بزارن

قسمت تلخ روزگار رو هم با تو می گذرونم...همینش ارام بخشه...

خیلی دوست دارم...خیلی..

 

tempfa.com نوشته شده در پنجشنبه 2 آبان1387ساعت 20:31 توسط لبو خانومی | tempfa.com
Tavallode Tak Setareye Delam

 

Yek sal gozasht...

Dobare tavvalode aziztarine delam...

Dobare yek shoroe dobare...

Keili zood gozasht..shayad...

Khodet midooni hameye vojoodami zendegimi age naboodi khoda midune man alan too che vazi boodam,to nabashi farnaz dige kio dare?to fereshteye nejate man too bonbaste zendegim boodi,toyi ke khodet balhat shekaste bood be man parvazo yad dadi..kheili doset daram,kheili...

Parsal chenin roozio yadete?che rooze nahsi...hamin chand poste ghabli...chi behemun gozasht...hanuzam vase un rooze aziz sharmandatam,ke man kharabesh kardam...midunam delet daryayie,vali mazerat eshghe man

Shabaye ahya kheili vasat doa kardam,akhe to behtarinami,az khoda khstam hamishe golam shaad bashe,ghamo ghose harife dele koochiko daryayish nashe.arezum ine hamishe shad bebinamet,doroste khoda maro too oje naomidio ghamo ghose be ham resund,ama dige doos nadaram setareye zendegimo narahat bebinamo cheshaash barooni she.ghorboone un cheshaye khoshranget

Ashekhetam

Emsal dovomin salie ke in eftekharo daram rooze tavallodet,behtarin rooze omram pishe behtarinam basham,omidvaram salhaye sal chenin rooze azizi bahat basham

Doos nadaram hichvaght azat joda sham,beine ma hichvaght kodoorati naboode,ama ba naboodanet engar man mordam,hichvaght tanham nazar,bashe????

Dooset daram batar batar mikhamet havarta ekhsham

Har eshghi mimirad khamushi migirad eshghe to nemimirad,Bavar kon bad az to digari dar ghalbam jayat ra nemigirad... 

Movazebe khodet bash ke dige hameye daro nadarami,amanati daste khodetaaa

Harfaye goftani ziyade,ama mogheye ebrezesh hame mipare!!vali mohem ine ke harfe delamo beduni ke midunam midooni

Tavallodet mobarak bashe ejghe man,sale khoobio vasat arezoo mikonim,zendegio be khodet sakht nagir,faghat bekhand.bekhatere man!harvaght didi narahatio be bonbast residi,yadet biyar ke yeki has ke junesh be to vasle,be khatere unam ke shode labkhand bezan.

Miboosamet

I lofe u

                          ---------------------------------------------------------------------

P.N:

Az tarafe erfan bazam tabrik migam,goftam sharj nadasht nemitoones tabrik behet bege bem sefareshe vije kard hatman begam

P.N 2:

Bale agha mojtaba ino hamun shab naneveshtam chon ke goftam ye bar neveshtam pak shod raft roo asabam dobare badan neshastam yeki dige neveshtam ke dige mese un nashod.immm

tempfa.com نوشته شده در دوشنبه 1 مهر1387ساعت 0:25 توسط لبو خانومی | tempfa.com

اول ستاره ستاره ستاره ستاره ستاره ستاره ستاره ستاره فقط ستاره بازم ستاره همش ستاره اينم ستاره آخر ستاره.....و تا ابد ستاره

tempfa.com نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 15:57 توسط لبو خانومی | tempfa.com

يه دوست خوب بيشتر ندارم اونم کامپيوتره بخداا که از 100 تا دوست با وفا تره هروقت بهش سر ميزنم با آغوش باز قبولم ميکنه هميشه در خدمتمه،به خدا که از همه بريدم هيچکيو ندارم همين کامپيوتر واسم يه نعمت يه دوست خوبه.اونقدم بی انصاف نيستم نميگم دوستی ندارم کسيو ندارم،اما خداييش از همتون جدا هستم،حتی عشقمو حتی عزيز دلمو نميتونم ببينم يا خيلی کم.همين ميشه که يه کامپيوتر ميشه تمام زندگی آدم.خيلی سخته گذشتن زندگی اينجوری..بخدا که من نا شکر نيستم خدا جونمم خيلی دوست دارم شايد خيليا حسرته بودن جاي منو بخورن ولی بخدا که از درون من با خبر نيستن نميدونن من چی ميکشم،خيلی سخته آدم از خوانودشم دور باشه،يه ديوار بينه خودش و اونا که فرسنگ ها مارو از هم دور کرده ديگه واسه هيچکی اهميتی ندارم.واسه اونايی هم که ارزشی دارم دستم ازشون کوتاهه.زندگيم حبس ابدی خورده توی اين خونه و اطاق حتی هم سلولی هام همزبونم نيستن که از بودن باهاشون يه استفاده اي ببرم پس همون بهتر که هميشه در سکوت باشم.خدا ميدونه کی از اين نوع زندگی راحت ميشم.خدا جونم به منم نگاه کن بخدا قسم به وجود بزرگ خودت خيلی تنها شدم يه تکيه گاه ميخوام...بهتر ديگه ننويسم چون حرفای من تمومی نداره سره همه رو ميبرم.

مجتبی مرسی که هميشه هوام رو داری و هميشه بهم سر ميزنی هم اف هم نظر خيلی گلی و خوبی.ميدونی که به پيشنهاد تو آپ ميکنم،اين خودش کمک بزرگی هست بهم،ممنون.

ديگه اينکه عرفان رو خيلی دوست دارم.همتون رو دوس دارم.

به اميد ديدار

 

tempfa.com نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 16:32 توسط لبو خانومی | tempfa.com
عشق ام کشيد.(با تاخير ۵ روز) من نبودم خوش گذشت؟(مگه کسی منتظر ت بوده؟) حداقل مجتبی که بود(خوب با اون ميتونستی چتم بکنی) خوب چون اون گفت آپ کن منم ميکنم ديگه اييش...(حالا که اومدی،مثلاً چی ميخوای بنويسی؟) هرچی از دهنم در آد(منظورت همون ذهنه ديگه؟)

امروز تولد من بوداااااااا،البته تولد قمری .مهسا جون بهم گفت!دستش طلا امروز به افتخار همين يه حال هم کرديم!(دل خوش کنک) خودم که تو بند اين چيزا نيستم(آره تو فقط بخور و بخواب)

امروز بابام هم از مشهد اومد(خوش اومد)کاش بشه با هم يک مسافرتی بريم،من که پوسيدم

راستی معدل ام....کم شدم.90/17 همش به خاطر وضع جسميم بود.اگه مريض نميشدم و يک ماهه آخر مدرسه ميرفتم عقب نميفتادم...بيخيال.قسمت بوده...(حالا مثلاً انگار خيلی زرنگی)

 اين دفعه اصلاً حوصله رنگارنگ ندارم!!

 

قربون همگی.موفق باشين

 

 

tempfa.com نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 15:21 توسط لبو خانومی | tempfa.com

حوصله ندارماااا گريه کردم(نميگم چرا)

اصلاً من چرا انقدر بدبختم؟هيچکی منو نميشمره

هيچکسو ندارم هميشه تنهام همه دنيام شده يه کامپيوتر.همه دوستام مجازی.حتی با بهترين دوستمم فقط چت ميکنم.چقدر ما دخترا بدبختيم؟؟؟؟!!!!

چرا فقط بايد سالم باشم و درس بخونم؟مگه من روح ندارم آخه ؟؟؟

(همينه که هست فرناز خانم ميخوای بخوا نميخايم بايد بخوای،اصلاً ميخوای چيکار کنی پس هان؟ميخوای بری بميری؟آخه گيرم مردی،کی اون دنيا ميخواد تحويلت بگيره؟فکر کردی اونجا از اينجا بهتره آيا؟بعد پشيمون شی کی ميخواد برت گردونه؟هاا؟)

حالا اصلاً ديگه حوصله نوشتن ندارم حالا اگه بدن عشقم کشيد ميام ادامه ش ميدم...

tempfa.com نوشته شده در جمعه 24 خرداد1387ساعت 15:51 توسط لبو خانومی | tempfa.com

هووووراااا هووورااااااا امتحانا تموم شد تابستون شروع شد(خوب که چی؟ حالا مثلاً ميخوای چی کار کنی؟ بخوری بخوابی؟ خوب معلومه.تو کی واسه تابستونت برنامه داشتی که اين باره 2 باشه؟) اينو بيخيال.ولی عجب حالی کنيمااا.خدايی تابستون کيفش اينه که از دست برنامه ريزيها راحتيم هر کار عشقمون بکشه ميکنيم.از کسی هم غر نميشنويم!!(ولی خوب امروزم که روز آخر بود خيلی ناراحت بوديم همه.خوب خدايی به هم عادت کرده بوديم.سخت بود.بگذرم...)خدا جونم اين 2 سالم بگذره من راحت شم ديگه.باشه؟(بيچاره بعدش قراره بدبخت شی آخه تو آدمشی که بشينی واسه کنکور بخونی؟همين مدرسه رو بچسب که يه روز آرزوت ميشه)اه توام هی انرژی منفی بده ها حال آدمو بگير کار ديگه بلد نيستی ميای ميچسبی به من؟()

 

امروز تولد خواهرم بود.24 سالش شد.اما چه فايده...

                          

خواهرم از جنس ماست،ولی از ما نيست

                            خواهرم فرشته است،ولی پيدا نيست

 

راستی مجتبی،بگم که به خاطره تو آپ ميکنماااا (منت ميزارم!)

مجتبی ببين رنگی کردم.چطوره؟

 

tempfa.com نوشته شده در جمعه 24 خرداد1387ساعت 0:54 توسط لبو خانومی | tempfa.com

سلاااااااااااااام دوستای خوبم.من اووووووووووومدم.(کجا بودم؟؟!)ببخشيد واسه غيبت طولانيم.اصلاً حوصله آپ کردن نداشتم                    

                                                     (5 ماه..!!!!)

 

 عيب نداره از اين به بد قول ميدم که ديگه زياد بدم چون ديگه کار خاصيم ندارم و سرم خلوتره(حالا انگار کسی اينجا منتظر من بود)    ضايع شدم 

 

 

پ.ن۱:اين 5 ماه راستش رمز وبلاگمو يادم رفته بود و تازه 2 روز که به دستم رسيده!

پ.ن۲:از عرفان عزيزم هم مذرت ميخوام که نتونستم روز تولدش علارغم ميلم آپ کنم چون به همون علتم برميگشت.

tempfa.com نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 15:55 توسط لبو خانومی | tempfa.com
وای زندگی داره شیرین میشه.....
tempfa.com نوشته شده در پنجشنبه 13 دی1386ساعت 11:43 توسط لبو خانومی | tempfa.com
     تولدم مبارککککککککک!!

tempfa.com نوشته شده در یکشنبه 18 آذر1386ساعت 11:35 توسط لبو خانومی | tempfa.com
چقدر دوست داشتم یك نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت انقدر غمگین است ؟ چرا لبخندهایت انقدر بی رنگ است ؟ اما افسوس ... هیچ كس نبود همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره . اری با تو هستم .. با تویی كه از كنارم گذشتی... و حتی یك بار هم نپرسیدی چرا چشم هایت همیشه بارانی است!!!؟
tempfa.com نوشته شده در سه شنبه 6 آذر1386ساعت 14:5 توسط لبو خانومی | tempfa.com
روزي كه به دنيا اومدي داشت باروون ميومد اما اون روز هوا اصلا ابري نبود. اين فرشته ها بودن كه
داشتن گريه مي كردن چون يكي ازشون كم شده بود. تولدت مبارك
                    ****************************
138۶ شاخه گل سرخ به سويت فرستاده و بر تك تك گلبرگ هاي ان مي نويسم تولدت مبارك   
                    ****************************
                      
                     
                 با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس و ميخك

                  با صد تا دريا پر عشق و اشتياق و پولك

                  يه قلب عاشق با يه حس بيقرار و كوچك

                    فقط مي خواد بهت بگه تولدت مبارك
 
                     ****************************
روز تولد تو ميلاد عشق پاكه ، براي شكر اين روز پيشانيم به خاكه
 
                     ****************************
تمام وجودم را در قلبم ، قلبم را در چشمانم ، چشمانم را در زبانم ، خلاصه مي كنم تا بگويم روز تولدت مبارك باد
 
                      ****************************
Sabadi az pare tavose sepid,baghali az gole yas,tabaghi az ehsas,hame taghdim to bad

  tavalodet mobarak
 
tempfa.com نوشته شده در دوشنبه 2 مهر1386ساعت 14:25 توسط لبو خانومی | tempfa.com
گل من ستاره ی من.میدونی که تموم زندگی منی امید موندنم تا الان فقط تویی مهربونم.پس بدون امشب که شب شکفتن توست بهترین شب زندگی منم هست.از خدا ۱۰۰۰ بار ممنونم که از سالها پیش به فکر من بود و تو چنین شبی تو رو وارد این دنیا کرد تا من که بعد از تو میام چشم به راه نباشم.از خیلی وقت پیش منتظر چنین شبی بودم.ولی هرگز فکرشو نمیکردم که مهر بدبختی خودمو امشب باز بزنم...نمیخواستم چنین شب عزیزی رو اینجوری واسه خودم و تو خراب کنم.شبی که بعد از مدتها فقط من بودمو تو و ستاره ها تو یک شب مهتابی روی چمن ها.تنهای تنها...ولی یکدفعه........زمانی رسید که تو بدبختیها همیشه ارزوشو میکردیم..اما فکرشو نمیکردم به اون دلیل و با اون وضع و..........ای ی ی ی ی

یادته قبلش بهت چی گفتم؟ندونسته خودمو انداختم تو چاه((چه شبی شود امشب..؟!!)) اخرشم که دیدی...شایدم اصلا نباید اون بحث رو شروع و باز میکردیم.ولی اون موقع تو اون شرایط من حق داشتم.نه؟

راستی یک اتفاق خوب هم همین امروز بین من و سایه افتاد.خیلی اتفاقی و جالب بود نه؟اصلا باور نمیکردم.حداقل به خاطر شناختی که از رو خودش داشتم!؟و اتفاقات اخیر...نمیدونم...فقط میدونم هر کاری که میشه یک مصلحتی داره...

خلاصه بدون شب تولدت خیلی پر ماجرا بود.ولی بدون که هیچ چیزی شادی و خوشحالی ته دل منو به خاطر این شب عزیز نگئفت.به هیچ وجه.اینو مطمئن باش

عاشقتم تا ابد بیشتر از اینکه فکرشو بکنی

عشق من

                      تولدت مبارک

                     تک ستاره اسمون دل من

tempfa.com نوشته شده در یکشنبه 1 مهر1386ساعت 23:57 توسط لبو خانومی | tempfa.com

من و تو مثل 2 خط موازی هستيم که اگه به هم نرسيم هميشه در کنار هم هستيم

عشق را آبی زدم،دوست داشتن را قرمز،نامردی را سياه،دروغ را سفيد،ولی نميدانم چرا به تو که ميرسم نميدانم مهربانی را چه رنگ است!

سقوط زيباست،اگر مقصد قلبه تو باشه

يادت باشه دنيا گرده،هر وقت احساس کردی به آخره خط رسيدی شايد در نقطه شروع باشی

tempfa.com نوشته شده در شنبه 31 شهریور1386ساعت 1:58 توسط لبو خانومی | tempfa.com

خيلي سخته چيزي رو که تا ديشب بوده يادگاري
صبح بلند شي و ببيني که ديگه دوسش نداري

خيلي سخته که نباشه هيچ جايي براي آشتي
بي وفا شه اون کسي که جونتو واسش گذاشتي

خيلي سخته تو زمستون غم بشينه روي برفا
مي سوزونه گاهي قلبو زهر تلخ بعضي حرفا

خيلي سخته اون کسي که اومد و کردت ديونه
حوصلش وقتي تموم شد بگه پيشت نمي مونه

خيلي سخته اگه عمره جادوي شعرت تموم شه
نکنه چيزي که ريختي پاي عشق اون حروم شه

خيلي سخته اون که ميگفت واسه چشمات ميميره
بره و ديگه سراغي از نگاهات نگيره


خيلي سخته تا يه روزي حرفاي اون باورت شه
نکنه يه روز ندامت راه تلخ آخرت شه 

خيلي سخته که عزيزي يه شب عازم سفر شه
تازه فرداي همون روز دوست عاشقش خبر شه

خيلي سخته بي بهونه ميوه هاي کال رو چيدن
به خدا کم غصه اي نيست چند روزي تورو نديدن

خيلي سخته که دلي رو با نگات دزديده باشي
وسط راه اما از عشق يکمي ترسيده باشي


خيلي سخته که بدونه واسه چيزي نگراني
از خودت مي پرسي يعني ميشه اون بره زماني؟

خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي
اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي

خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه
بعد به اون بگي که چشمات نمي خواد اونو ببينه

خيلي سخته که ببينيش توي يک فصل طلايي
کاش مجازات بدي داشت توي قانون بي وفايي


خيلي سخته که ببيني کسي عاشقيش دروغه
چقدر از گريه اون شب  سر چشم تو شلوغه

خیلی سخته بخدا خیلی سخته

tempfa.com نوشته شده در شنبه 10 شهریور1386ساعت 3:37 توسط لبو خانومی | tempfa.com